شیعیان چند گروه اند و كدام یك از آنها حق است؟
شیعیان واقعى كه همان بندگان مطیع خدا و پیروان خاندان رسالت مى باشند، بیش از یك گروه نیستند. شیعیان، دوازده امامى هستند كه امام اول آن ها على ابن ابى طالب(علیه السلام)است و فرزندانش حسن و حسین… تا حضرت حجت مهدى صاحب الزمان (عج) ـ كه هم اینك از دیده ها پنهان است، امامان بعدى آن ها مى باشند.
در طول تاریخ گروه هاى منحرف دیگرى به نام تشیع و شیعه ظهور نموده اند كه غیر از مذهب شیعه دوازده امامى كه از طرف پیامبر و امیرالمؤمنین على(علیه السلام) منصوص است، سه دسته دیگر خود را پیرو امیرالمومنین على(علیه السلام) مى دانند، (فرقه هاى دیگرى هم بوده اند كه منقرض شده اند). این سه دسته عبارتند از:
1-زیدیه; كه خود را پیرو زید بن على بن الحسین(علیه السلام) مى دانند و مبادى اعتقادى آن ها با مذهب اثنى عشرى از هر نظر متفاوت است و در یمن و اطراف آن حضور دارند. البته خود زید بن على بن الحسین تابع برادر بزرگترش امام محمد باقر(علیه السلام) بود و هیچگونه ادعایى نداشته است.
2- اسماعیلیه; كه خود را پیرو اسماعیل فرزند امام صادق(علیه السلام) مى دانند (و در گذشته حكومت فاطمیان را در مصر داشته اند و دانشگاه الازهر بنام جامعة الزهرا را تأسیس كرده اند كه با رفتن آن ها تغییر نام گرفته) و اكنون در ایران و مصر حضور دارند. اسماعیل در زمان حیات امام صادق)علیه السلام( فوت كرد و خود حضرت ایشان را تشییع و بخاك سپرد و در چند محل از حاضرین در مرگ وى استشهاد كرد.
3-رفَضَه و غلاة; كه در مورد امیرالمؤمنین(علیه السلام)غلو تا حد الوهیت مى كنند كه آن ها جزو دسته بندى شیعیان به حساب نمى آیند و همانطور كه گذشت شیعیان آن ها را كافر مى دانند و امیرالمؤمنین از آن ها برائت جسته اند.
در مقابل این سه گروه، فرقه دیگرى وجود دارد كه شیعه امامیه اثنى عشرى(دوازده امامى) نام دارند و شیعه واقعى هستند.
این گروه معتقد به ذات واجب الوجود حضرت احدیت ـ جل و علا ـ مى باشند كه احد و واحد است، نظیر و شبیه و عدیل ندارد، نه جسم است و نه صورت، نه عرض است و نه جوهر و از جمیع صفات امكانیه مبرا است. او را خالق اعراض و جواهر مى دانند و شریكى در خلق موجودات و در افاضه فیوضات براى او قائل نیستند.
چون ذات واجب الوجودش هرگز قابل رؤیت نیست و از طرفى نیز خلق محتاج راهنمایى و هدایت اوست، لذا فرستادگان و رسولانى را از جنس بشر برگزیده، و آنان را با دلالیل، براهین، معجزات، بیّنات و دستورهاى كافى، به اقتضاى احتیاجات هر زمان، براى هدایت بشر فرستاده است. تعداد آن ها بسیار مى باشد; امّا تمامى آن ها تحت اوامر پنج پیغمبر اولو العزم یعنى:
1-نوح شیخ الانبیا(علیه السلام)
2-ابراهیم خلیل الرحمن(علیه السلام)
3-موسى كلیم الله(علیه السلام)
4-عیسى روح الله(علیه السلام)
5-محمد مصطفى خاتم الانبیا(صلى الله علیه وآله)
هادى و راهنماى بشریت بودند. شیعه معتقد است كه دین و شریعت محمد(صلى الله علیه وآله) تا قیامت باقى است. بنابراین «آنچه كه محمد حلال نموده تا روز قیامت حلال و آنچه را حرام نموده تا روز قیامت حرام است و شریعت او تا روز قیامت مستمر و پا بر جا است . النص و الاجتهاد، ص1 ; وسایل الشیعه، ج 18، ص124 حدیث 47 ; التحفة السنیه، ص113 ; شبهاى پیشاور، ص189 «حَلالُ محمّد حلالٌ إلى یَومِ القِیامة و حَرامُهُ حَرامٌ إلى یَوم القِیامة و شریعَتُهُ مستمرة إلى یَومِ الْقِیامَةِ
طبق اعتقاد شیعیان واقعى، خداوند متعال براى جمیع اعمال آدمى، سزا و جزایى معین فرموده كه در بهشت و دوزخ به آن ها داده مى شود. به همین جهت معتقد به یوم الجزا است، یعنى در آن روز تمام خلایق از ابتداى آفرینش تا آخرین نفر، دو باره زنده و به صحراى محشر آورده مى شوند و پس از رسیدگى و محاكمه، به سزا یا جزاى اعمال خود مى رسند.
سند محكم و ثابت شیعیان، همین قرآن كریم است كه از زمان رسول الله(صلى الله علیه وآله) تا كنون دست نخورده و تحریف نشده مى باشد و شیعیان عامل به دستورات آن هستند. شیعیان به همه احكام واجب مندرج در قرآن از قبیل نماز، روزه، زكاه، حج، جهاد و غیره معتقدند. همچنین از كلیه معاصى و گناهان كبیره و صغیره نظیر شراب، قمار، زنا، لواط، ربا، قتل نفس و ظلم و ستم و غیر آن ها كه در قرآن مجید و اخبار اهل بیت منع شده است، باید اجتناب نمایند.
از آنجایى كه شیعیان بر این عقیده اند كه همانگونه كه احكام و دستورات الهى آورنده اى دارد كه حكیم متعال او را برگزیده و معرفى نموده است، باید نگاهدارنده اى هم داشته باشد تا بعد از وفات آورنده (پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) حافظ، حارس و نگهبان آن دین و شریعت باشد. همانگونه كه خداوند این آورنده و پیغمبر را به مردم معرفى نموده است، بایستى وصى خلیفه و نگهدارنده دین را انتخاب و به وسیله آورنده دین (پیغمبر) به امت معرفى نماید. چون تمامى انبیا، اوصیا و جانشینان خود را به امر خداى متعال معرفى نموده اند، خاتم الانبیا كه افضل و اكمل همه آن ها مى باشد، براى جلوگیرى از اختلاف و فساد در بین امتش آن ها را به حال خود رها ننموده و بر اساس همین سنت، اوصیاى خود را به امر پروردگار معرفى نموده است. تعداد این اوصیا كه از جانب خداى متعال معرفى شده اند، دوازده نفر به شرح زیر مى باشند:
اوّل آن ها سید الاوصیا على ابن ابى طالب(علیه السلام)
پس از او فرزندش حسن(علیه السلام)
سپس برادرش الحسین(علیه السلام)
سپس فرزندش على زین العابدین(علیه السلام)
سپس فرزندش محمد باقر العلوم(علیه السلام)
سپس فرزندش جعفر الصادق(علیه السلام)
سپس فرزندش موسى الكاظم)علیه السلام(;
سپس فرزندش على الرضا)علیه السلام)
. سپس فرزندش محمد التقى(علیه السلام)
. سپس فرزندش على النقى(علیه السلام)
سپس فرزندش حسن العسكرى(علیه السلام);
سپس فرزندش محمد المهدى(علیه السلام) و هو حجّة القائم الذی غاب عن الانظار لا عن الأمصار ملأ الله الأرض به قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً.
بر اساس اعتقاد شیعیان، این دوازده امام بر حق از جانب پروردگار و به وسیله پیامبر گرامى اسلام)صلى الله علیه وآله( معرفى شده اند كه بنابر اخبار متواتر، امام دوازدهم آن ها غیبت اختیار نموده است. در حقیقت خداوند آن وجود مقدس را براى رفع ظلم و جور، و نیز نشر عدالت به عنوان ذخیره و مصلح كل قرار داده است.